تنهایی
بی خودی خندیدیم که بگویم دلی شاد داریم. بی خودی حرف زدیم تا بگوییم زبان داریم. قفس هامان را بی دلیل رنگ زدیم . ونشستیم لب رود و به اب سنگ زدیم. ما به هر دیواری اینه چسباندیم . تصور کنیم یکی با ماست. ما زمان رادیدیم خسته در ثانیه ها. اما باز با خود گفتیم شب زیبایی هست. بی خودی پرسه زدیم صبحمان شب شود. بی خودی حرص زدیم سهممان کم نشود. خدا را با خود سر دعوا بردیم. وقسم ها خوردیم. ما به هم بد کردیم ما به هم بد گفتیم. بی خودی داد زدیم تا بگوییم توانا هستیم. بی خودی پرسیدیم حال هم دیگر. را که بگوییم بامحبت هستیم. وتصور کردیم که شهامت داریم. ما حقیقت ها را زیر پا له کردیم. وچغدر حظ بردیم که دورنگی کردیم. روز هر حادثه ای حرصی از پول زدیم. از شما میپرسم ما که را گول زدیم؟ ( دکتر شریعتی)
خدایا کودکان گل فروش را می بینی؟ مردان خانه بدوش؟ پسران کلیه فروش؟ زبانهای عشق فروش؟ انسانهای ادم فروش؟ خدایا اسمونت متری چند؟ اخه دیگه از زمینت بوی زندگی نمیاد.
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
کاش همیشه در کودکی میماندیم تا بجای دل هایمان زانوی مان زخم می شد
با سلام.به دنیای لوکس بلاگ و وبلاگ جدید خود خوش آمدید.هم اکنون میتوانید از امکانات شگفت انگیز لوکس بلاگ استفاده نمایید و مطالب خود را ارسال نمایید.شما میتوانید قالب و محیط وبلاگ خود را از مدیریت وبلاگ تغییر دهید.با فعالیت در لوکس بلاگ هر روز منتظر مسابقات مختلف و جوایز ویژه باشید.
|
About
به وبلاگ من خوش آمدید Archivesمهر 1391شهريور 1391 AuthorsنفسLinks
اگه تنهایی بیا2
LinkDump
تمهایی |